هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

داستان :: مدرسه آفتاب

کد اخبار

داستان

ماجرای مار زخمی وگنج طلا
یکی بود یکی نبود،غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود. در روزگاران قدیم پیرزن پیرمرد فقیری زندگی می کردند.

پیر مرد کشاورزی می کرد و پیرزن گلیم می بافت و از این راه پول کمی بدست می آوردند وزندگی خودرا می گذراندند . زندگی برایشان سخت بود اما همیشه خدا را شکر وعبادت می کردند.

در یکی از روز ها که پیر مرد به انباری خانه شان رفته بود ناگهان متوجه مار بزرگی شد. پیر مرد مهربان نگاهی به مار کردودید که ماربیچاره زخمی شده است.

پیرمرد بدون معطلی تصمیم گرفت که به مار کمک کنداما می ترسید که مار زخمی به او حمله کند. پیرمرد با ذکر صلوات و ایت الکرسی به مار فهماند که می خواهد به او کمک کند.وقتی پیر مرد شرایط را مساعد دید پیرزن را صدا زد. پیرزن اول ترسیده بودوبه پیرمرد گفت: که مار را از اینجا بیرون کنیم. اما پیرمرد گفت: نه، این حیوان زخمی است وبه ما پناه آورده است.

پیرمرد مهربان پیرمرد مهربان مقداری غذا برای مار گذاشت و زخم مار را آرام بست. بعد هم از انباری بیرون رفت.

روزها گذشت ومار زخمی با پرستاری های پیرمرد مهربان جان تازه ای گرفت. پیر مرد بیچاره دراین مدت هر چه غذا داشت به مار داده بود ودیگر چیزی برای خودش وپیرزن نمانده بود.

غم، تمام وجود پیر مرد را فرا گرفته بود . مار فهمیده بود که پیرمرد و پیرزن فقیر هستند. از انباری بیرون آمدواز خانه پیرمرد رفت. بگونه ای رفت که پیرمرد فهماند تا به دنبالش بیاید. پیرمرد به دنبال مار به راه افتاد. آنها رفتند واز دشتها و رودهای بسیاری عبور کردند تا سرانجام به غاری رسیدند . مار داخل غار شد، پیر مرد هم به دنبال او رفت . در انتهای غار ،تخته سنگی بر روی زمین بود.

مار برروی آن رفت ، پیر مرد تخته سنگ را برداشت و با خودش گفت:وای خدای من چه طلا وجواهرات زیبایی! تا به حال چنین چیزی را ندیده بودم.

بله مار جواب خوبیهای پیر مرد و پیر زن را داده بود چون در زیر تخته سنگ طلا وجواهرات زیادی وجودداشت.

پیر مرد توانست یک عمر با فروش آن جواهر زندگی خوب وراحتی داشته باشد وحتی یه دیگران نیز کمک مالی نماید تا آنها نیز زندگی خوب و آرامی داشته باشند.

پیر مرد خدا را شکر کرد واز مار تشکر نمود وفهمید که اگر در این دنیا خوبی کند ، خداوند جواب خوبیها را می دهد.

[ دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۰۴ ب.ظ ] [ محمد جواد پرهیزگار ]
[ ۰ ]

ابزار نظر سنجی

چاپ این صفحه چاپ کردن محتویات صفحه

مترجم سایت